همزمان با اين اقدامات ، دولت کنوني آمريکا با توجه به شکست و ناکامي هاي متعدد در طرح هاي خود در منطقه خاورميانه سردر گم شده است به طوري که راهبرد جديد اين کشور در عراق که بر اساس اعزام نيروهاي بيشتر استوار است تاکنون نه تنها بي نتيجه بوده بلکه کاملا نتيجه معکوس داشته و افزايش تلفات نظاميان آمريکايي را سبب شده است و دولت "نوري مالکي" در تحقق اهدافي از جمله آشتي ملي، خلع سلاح شبه نظاميان و برقراري امنيت ناتوان بوده است.
طرح هاي آمريکا براي کودتا عليه جنبش حماس در فلسطين و از بين بردن آن نيز با شکست مواجه شده است و اين در حالي است که هم پيمانان آمريکا نيز نتوانستند حزب الله را نابود و خلع سلاح کنند اما آيا اين دستاوردها براي اطمينان يافتن از تمايل دولت آمريکا به حمله نظامي به ايران کافي است؟
دولت آمريکا هيچ وقت تصميم خود براي حمله به ايران را رد نکرده است اما اين تصميم براي عملي شدن به ابزارهاي ديگري نياز دارد که مهم ترين اين ابزارها بررسي واکنش ايران و همچنين آماده کردن شرايط داخلي آمريکا و جامعه بين المللي، بويژه هم پيمانان واشنگتن در قاره اروپا براي همراهي با اين اقدام است.
با توجه به اين ابزارها مي توان دريافت که در رابطه با فراهم کردن شرايط داخلي ، دولت آمريکا نمي تواند جناح هاي سياسي مخالف خود از حزب دمکرات را که بر قوه مقننه سيطره دارد به لزوم حمله نظامي به تاسيسات هسته اي ايران متقاعد کند بويژه اينکه طرح هاي دولت آمريکا در عراق با شکست مواجه شده است و دموکرات ها خروج از باتلاق عراق را خواستارند.
اين مساله به مخالفت دمکرات ها با حمله نظامي به ايران ختم نشد بلکه دمکرات ها براي جلوگيري از اجراي نقشه دولت آمريکا اقدامات ديگري اتخاذ کردند که از مهم ترين آنها ارايه پيش نويس قانوني بود که حمله نظامي آمريکا به ايران را بدون موافقت کنگره ممنوع مي کند. دمکرات ها همچنين اقدام ديگري براي تعطيلي زودهنگام جلسه هاي کنگره به مناسبت تعطيلات تابستاني بدون تصويب بودجه نيروهاي مسلح اتخاذ کردند.
در زمينه فراهم کردن شرايط بين المللي نيز مشاهده مي شود که ديدگاه مخالف با توسل به گزينه نظامي عليه ايران بويژه از سوي اروپايي ها ، روسيه و چين رو به افزايش است به طوري که اروپايي ها با تلاش بي وقفه اتحاديه اروپا براي باز نگه داشتن باب مذاکره با ايران، موضعي مخالف جنگ عليه ايران اتخاذ کرده اند.
هرچند اروپايي ها با خواسته هاي واشنگتن براي اعمال تحريم هاي اقتصادي عليه ايران موافقت کرده اند اما آنها مي دانستند که تاثير چنداني در تصميم ايران درباره ادامه مذاکره با اروپايي ها نخواهد داشت اما چين و روسيه از آغاز اين بحران مخالف به کار گيري گزينه نظامي بودند به طوري که حتي روسيه با درخواست هاي آمريکا براي تشديد تحريم هاي شوراي امنيت عليه ايران مخالفت کرد.
اما در رابطه با واکنش ايران که آمريکا و اروپايي ها بارها آنرا بررسي کرده اند و اروپايي ها مي دانند که استفاده از گزينه نظامي عليه تهران، ديوانگي است، مي توان گفت که اين عامل، تاثيري سرنوشت ساز بر استفاده واشنگتن از گزينه نظامي عليه تهران دارد.
در اين چارچوب مي توان گفت که موضع ايران درباره اين بحران ، ايمان کامل به حق خود در استفاده از فن آوري هسته اي و رد هر گونه درخواست چشم پوشي از اين حق و تاکيد بر استفاده از همه شيوه ها براي دفاع از اين حق است.
اين دو عامل و عوامل ديگر باعث تشديد در موضع ايران در مقابله با غرب از آغاز سال 2005 شد و ايران قبل از آن سياست ملايم تري دنبال مي کرد.
قبل از سال 2005 و پس از اينکه شوراي مقاومت ملي ايران "گروهک تروريستي مجاهدين خلق" که يک گروه ايراني مخالف دولت در خارج از کشور است، اعلام کرد تاسيسات غني سازي اورانيوم بزرگي در نطنز وجود دارد و نيروگاه هسته اي با آب سنگين در اراک کار مي کند ، ايران سياست انعطاف پذيري را دنبال کرد و اين مساله باعث شد نو محافظه کاران که زمام امور را در واشنگتن در دست دارند براي تکميل طرح خود به منظور سيطره بر خاورميانه از طريق گشودن کانون هاي نزاع جديد در پرونده هسته اي ايران تلاش کنند.
ايران در آن زمان در چارچوب سياست انعطاف پذيري چند اقدام انجام داد تا هرگونه بهانه اي را از آمريکا بگيرد. در اکتبر 2003 به اطلاع وزيران امور خارجه فرانسه ، انگليس و آلمان رساند که همه فعاليت هاي مربوط به غني سازي را به حال تعليق در خواهد آورد همچنين در دسامبر سال 2003 پروتکلي را امضا کرد که اجازه مي دهد از تاسيسات هسته اي اين کشور به طور سرزده بازرسي شود. در نوامبر سال 2004 نيز به کشورهاي تروئيکا وعده داد عمليات فرآوري سوخت هسته اي و بازفرآوري را به حال تعليق در مي آورد.
اما با آغاز سال 2005 ميلادي ايران در پي تغيير شرايط منطقه اي و بين المللي که به نفع اين کشور رقم خورد سياست هاي جديدي را در پيش گرفت. در اين روند ايران برگ هاي برنده زيادي براي مقابله با غرب نه فقط براي متوقف ساختن فشارهاي روز افزون آن بلکه براي وادار ساختن کشورهاي غربي در به رسميت شناختن ايران اتمي و تسليم شدن در برابر اين واقعيت به دست آورد.
به عقيده بسياري از تحليلگران سياسي، تحولات منطقه اي و بين المللي در سال هاي گذشته سهم به سزايي در دستيابي ايران به اين برگ هاي برنده داشت.
1-تحولات عراق و افغانستان
حضور نظامي آمريکا در عراق و افغانستان امتياز راهبردي بسيار مهمي در هر گونه نبرد احتمالي با ايالات متحده آمريکا به ايران بخشيد. زيرا بيش از 200 هزار سرباز آمريکايي در اين دو کشور به صورت گروگان ايران در آمده اند به گونه اي که در صورت بروز هر گونه درگيري، ايران هر کاري که بخواهد مي تواند با اين سربازان انجام دهد. همچنين هم پيمانان ايران در عراق مي توانند هزاران سرباز آمريکايي را در بربايند و يا به قتل برسانند. تهران سال گذشته از طريق اروپايي ها به واشنگتن پيام داده بود که مي تواند روزانه هزار سرباز آمريکايي را بربايد.
2- تحولات در نبرد عربي اسراييلي
روابط قوي ايران با طرف هاي نبرد اعراب و اسراييل مانند جنبش هاي حماس، جهاد اسلامي فلسطين و حزب الله لبنان باعث مي شود ايران بتواند نقش موثري در جهت تحقق اهداف خود در منطقه و تهديد برنامه هاي آمريکا در اين زمينه ايفا نمايد. جنگ تابستان گذشته در لبنان که حزب الله به عنوان هم پيمان ايران، توانست ابهت اسراييل و آمريکا را در هم بشکند برگ هاي برنده بيشتري به دست ايران در زمينه مقابله با آمريکايي ها که به خاطر شکست نظامي در برابر حزب الله احساس ياس مي کردند، داد و باعث شد پس از ظهور ايران به عنوان يک قدرت نظامي اين کشور در محاسبات خود تجديد نظر کند. حزب الله به عنوان يک گروه کوچک توانست با دانش نظامي و حمايت ايران، اسراييل را شکست دهد.
3- قدرت نظامي ايران
ايران داراي ارتشي قوي و مسلح به پيشرفته ترين سلاح ها به ويژه موشک شهاب سه است که به وسيله آن مي تواند نه فقط نيروهاي آمريکايي در عراق و افغانستان بلکه اسراييل و پايگاه هاي نظامي آمريکا در کشورهاي عرب حوزه خليج فارس را هدف قرار دهد. علاوه بر آن ايران از دو نيروي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و بسيج برخوردار است.
4- سلاح نفت و گاز
اين سلاح شريان حياتي آمريکا، اروپا و ژاپن است و ايران مي تواند از آن در هر گونه نبرد با غرب در آينده استفاده کند. بدين صورت که مي تواند روند ارسال آن به غرب را متوقف کند مساله اي که به افزايش تنش در بازار جهاني نفت منجر خواهد شد و بهاي يک بشکه نفت به بيش از صد دلار خواهد رساند و اقتصاد کشورهاي غربي تحمل آن را ندارد.
5- موضع روسيه و چين
ايران از حمايت قوي روسيه و چين به سبب روابط اقتصادي و بازرگاني با آنها برخوردار است و اين دو کشور مي کوشند همزمان مانع از گسترش نفوذ آمريکا در آسيا شوند مساله اي که در ايستادگي پکن و مسکو در کنار تهران تحقق پذير است.
اما اين امر صددرصد نيست و احتمال دارد روسيه و چين در مرحله اي خاص از حمايت از تهران شانه خالي کنند. به ويژه اگر آمريکا بتواند پيشنهاداتي ارايه دهد که به وسيله آن روابط با ايران را براي آنان زيان بار کند. ( مساله اي که در مرحله قبل و موافقت مسکو و پکن با اعمال مجازات هاي غرب عليه ايران از سوي شوراي امنيت سازمان ملل متحد نمود يافت.)
سناريوي فاجعه آميز
کارشناسان نظامي معتقدند در صورت آغاز درگيري نظامي بين ايران و آمريکا، اين امر براي آمريکا هزينه سنگيني خواهد داشت زيرا حمله به ايران از سوي آمريکا و اسراييل به علت تعداد زياد تاسيسات اتمي و امکانات دفاعي قوي و پيشرفته ايران، نيازمند امکانات بسيار زيادي از جمله بيش از 300 فروند هواپيماي جنگي بمب افکن و بيش از 250 فروند موشک توماهوک است.
بر اين اساس، حتي اگر آمريکا و اسراييل بتوانند چنين کاري را انجام دهند قابل تصور است که فقط 10 دقيقه بعد از آغاز حمله، ايران نيروهاي آمريکايي در عراق و افغانستان و همچنين پايگاه هاي نظامي آمريکا در خليج فارس و خاک اسراييل را با سلاح هاي مختلف حتي کلاهک هاي شيميايي که بر روي موشک شهاب سه نصب مي شود، هدف قرار دهد.
مطابق سناريوي جنگ، فرض بر اين است که اسراييل نيز بالطبع با سلاح هاي اتمي تاکتيکي تهران را هدف قرار مي دهد و ايران به شدت اسراييل را مورد حمله قرار خواهد داد به گونه اي که شهرهاي اسراييل محو خواهد شد. علاوه بر آن نيروهاي سپاه و بسيج براي هجوم به نيروهاي آمريکايي مستقر در عراق اقدام مي کنند و از آن گذشته منابع نفت در خليج فارس را هدف قرار داده و تنگه هرمز که شريان عبور 65 درصد از نفت به سوي بازارهاي جهاني است را مي بندند.
اين سناريو عاملي است که باعث مي شود باب گفت و گوي مسالمت آميز همچنان باز بماند. غرب فقط يک راه دارد و آن پذيرش واقعيت ايران به عنوان يک کشور اتمي جديد در نقشه جهان است.
طرح هاي آمريکا براي کودتا عليه جنبش حماس در فلسطين و از بين بردن آن نيز با شکست مواجه شده است و اين در حالي است که هم پيمانان آمريکا نيز نتوانستند حزب الله را نابود و خلع سلاح کنند اما آيا اين دستاوردها براي اطمينان يافتن از تمايل دولت آمريکا به حمله نظامي به ايران کافي است؟
دولت آمريکا هيچ وقت تصميم خود براي حمله به ايران را رد نکرده است اما اين تصميم براي عملي شدن به ابزارهاي ديگري نياز دارد که مهم ترين اين ابزارها بررسي واکنش ايران و همچنين آماده کردن شرايط داخلي آمريکا و جامعه بين المللي، بويژه هم پيمانان واشنگتن در قاره اروپا براي همراهي با اين اقدام است.
با توجه به اين ابزارها مي توان دريافت که در رابطه با فراهم کردن شرايط داخلي ، دولت آمريکا نمي تواند جناح هاي سياسي مخالف خود از حزب دمکرات را که بر قوه مقننه سيطره دارد به لزوم حمله نظامي به تاسيسات هسته اي ايران متقاعد کند بويژه اينکه طرح هاي دولت آمريکا در عراق با شکست مواجه شده است و دموکرات ها خروج از باتلاق عراق را خواستارند.
اين مساله به مخالفت دمکرات ها با حمله نظامي به ايران ختم نشد بلکه دمکرات ها براي جلوگيري از اجراي نقشه دولت آمريکا اقدامات ديگري اتخاذ کردند که از مهم ترين آنها ارايه پيش نويس قانوني بود که حمله نظامي آمريکا به ايران را بدون موافقت کنگره ممنوع مي کند. دمکرات ها همچنين اقدام ديگري براي تعطيلي زودهنگام جلسه هاي کنگره به مناسبت تعطيلات تابستاني بدون تصويب بودجه نيروهاي مسلح اتخاذ کردند.
در زمينه فراهم کردن شرايط بين المللي نيز مشاهده مي شود که ديدگاه مخالف با توسل به گزينه نظامي عليه ايران بويژه از سوي اروپايي ها ، روسيه و چين رو به افزايش است به طوري که اروپايي ها با تلاش بي وقفه اتحاديه اروپا براي باز نگه داشتن باب مذاکره با ايران، موضعي مخالف جنگ عليه ايران اتخاذ کرده اند.
هرچند اروپايي ها با خواسته هاي واشنگتن براي اعمال تحريم هاي اقتصادي عليه ايران موافقت کرده اند اما آنها مي دانستند که تاثير چنداني در تصميم ايران درباره ادامه مذاکره با اروپايي ها نخواهد داشت اما چين و روسيه از آغاز اين بحران مخالف به کار گيري گزينه نظامي بودند به طوري که حتي روسيه با درخواست هاي آمريکا براي تشديد تحريم هاي شوراي امنيت عليه ايران مخالفت کرد.
اما در رابطه با واکنش ايران که آمريکا و اروپايي ها بارها آنرا بررسي کرده اند و اروپايي ها مي دانند که استفاده از گزينه نظامي عليه تهران، ديوانگي است، مي توان گفت که اين عامل، تاثيري سرنوشت ساز بر استفاده واشنگتن از گزينه نظامي عليه تهران دارد.
در اين چارچوب مي توان گفت که موضع ايران درباره اين بحران ، ايمان کامل به حق خود در استفاده از فن آوري هسته اي و رد هر گونه درخواست چشم پوشي از اين حق و تاکيد بر استفاده از همه شيوه ها براي دفاع از اين حق است.
اين دو عامل و عوامل ديگر باعث تشديد در موضع ايران در مقابله با غرب از آغاز سال 2005 شد و ايران قبل از آن سياست ملايم تري دنبال مي کرد.
قبل از سال 2005 و پس از اينکه شوراي مقاومت ملي ايران "گروهک تروريستي مجاهدين خلق" که يک گروه ايراني مخالف دولت در خارج از کشور است، اعلام کرد تاسيسات غني سازي اورانيوم بزرگي در نطنز وجود دارد و نيروگاه هسته اي با آب سنگين در اراک کار مي کند ، ايران سياست انعطاف پذيري را دنبال کرد و اين مساله باعث شد نو محافظه کاران که زمام امور را در واشنگتن در دست دارند براي تکميل طرح خود به منظور سيطره بر خاورميانه از طريق گشودن کانون هاي نزاع جديد در پرونده هسته اي ايران تلاش کنند.
ايران در آن زمان در چارچوب سياست انعطاف پذيري چند اقدام انجام داد تا هرگونه بهانه اي را از آمريکا بگيرد. در اکتبر 2003 به اطلاع وزيران امور خارجه فرانسه ، انگليس و آلمان رساند که همه فعاليت هاي مربوط به غني سازي را به حال تعليق در خواهد آورد همچنين در دسامبر سال 2003 پروتکلي را امضا کرد که اجازه مي دهد از تاسيسات هسته اي اين کشور به طور سرزده بازرسي شود. در نوامبر سال 2004 نيز به کشورهاي تروئيکا وعده داد عمليات فرآوري سوخت هسته اي و بازفرآوري را به حال تعليق در مي آورد.
اما با آغاز سال 2005 ميلادي ايران در پي تغيير شرايط منطقه اي و بين المللي که به نفع اين کشور رقم خورد سياست هاي جديدي را در پيش گرفت. در اين روند ايران برگ هاي برنده زيادي براي مقابله با غرب نه فقط براي متوقف ساختن فشارهاي روز افزون آن بلکه براي وادار ساختن کشورهاي غربي در به رسميت شناختن ايران اتمي و تسليم شدن در برابر اين واقعيت به دست آورد.
به عقيده بسياري از تحليلگران سياسي، تحولات منطقه اي و بين المللي در سال هاي گذشته سهم به سزايي در دستيابي ايران به اين برگ هاي برنده داشت.
1-تحولات عراق و افغانستان
حضور نظامي آمريکا در عراق و افغانستان امتياز راهبردي بسيار مهمي در هر گونه نبرد احتمالي با ايالات متحده آمريکا به ايران بخشيد. زيرا بيش از 200 هزار سرباز آمريکايي در اين دو کشور به صورت گروگان ايران در آمده اند به گونه اي که در صورت بروز هر گونه درگيري، ايران هر کاري که بخواهد مي تواند با اين سربازان انجام دهد. همچنين هم پيمانان ايران در عراق مي توانند هزاران سرباز آمريکايي را در بربايند و يا به قتل برسانند. تهران سال گذشته از طريق اروپايي ها به واشنگتن پيام داده بود که مي تواند روزانه هزار سرباز آمريکايي را بربايد.
2- تحولات در نبرد عربي اسراييلي
روابط قوي ايران با طرف هاي نبرد اعراب و اسراييل مانند جنبش هاي حماس، جهاد اسلامي فلسطين و حزب الله لبنان باعث مي شود ايران بتواند نقش موثري در جهت تحقق اهداف خود در منطقه و تهديد برنامه هاي آمريکا در اين زمينه ايفا نمايد. جنگ تابستان گذشته در لبنان که حزب الله به عنوان هم پيمان ايران، توانست ابهت اسراييل و آمريکا را در هم بشکند برگ هاي برنده بيشتري به دست ايران در زمينه مقابله با آمريکايي ها که به خاطر شکست نظامي در برابر حزب الله احساس ياس مي کردند، داد و باعث شد پس از ظهور ايران به عنوان يک قدرت نظامي اين کشور در محاسبات خود تجديد نظر کند. حزب الله به عنوان يک گروه کوچک توانست با دانش نظامي و حمايت ايران، اسراييل را شکست دهد.
3- قدرت نظامي ايران
ايران داراي ارتشي قوي و مسلح به پيشرفته ترين سلاح ها به ويژه موشک شهاب سه است که به وسيله آن مي تواند نه فقط نيروهاي آمريکايي در عراق و افغانستان بلکه اسراييل و پايگاه هاي نظامي آمريکا در کشورهاي عرب حوزه خليج فارس را هدف قرار دهد. علاوه بر آن ايران از دو نيروي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و بسيج برخوردار است.
4- سلاح نفت و گاز
اين سلاح شريان حياتي آمريکا، اروپا و ژاپن است و ايران مي تواند از آن در هر گونه نبرد با غرب در آينده استفاده کند. بدين صورت که مي تواند روند ارسال آن به غرب را متوقف کند مساله اي که به افزايش تنش در بازار جهاني نفت منجر خواهد شد و بهاي يک بشکه نفت به بيش از صد دلار خواهد رساند و اقتصاد کشورهاي غربي تحمل آن را ندارد.
5- موضع روسيه و چين
ايران از حمايت قوي روسيه و چين به سبب روابط اقتصادي و بازرگاني با آنها برخوردار است و اين دو کشور مي کوشند همزمان مانع از گسترش نفوذ آمريکا در آسيا شوند مساله اي که در ايستادگي پکن و مسکو در کنار تهران تحقق پذير است.
اما اين امر صددرصد نيست و احتمال دارد روسيه و چين در مرحله اي خاص از حمايت از تهران شانه خالي کنند. به ويژه اگر آمريکا بتواند پيشنهاداتي ارايه دهد که به وسيله آن روابط با ايران را براي آنان زيان بار کند. ( مساله اي که در مرحله قبل و موافقت مسکو و پکن با اعمال مجازات هاي غرب عليه ايران از سوي شوراي امنيت سازمان ملل متحد نمود يافت.)
سناريوي فاجعه آميز
کارشناسان نظامي معتقدند در صورت آغاز درگيري نظامي بين ايران و آمريکا، اين امر براي آمريکا هزينه سنگيني خواهد داشت زيرا حمله به ايران از سوي آمريکا و اسراييل به علت تعداد زياد تاسيسات اتمي و امکانات دفاعي قوي و پيشرفته ايران، نيازمند امکانات بسيار زيادي از جمله بيش از 300 فروند هواپيماي جنگي بمب افکن و بيش از 250 فروند موشک توماهوک است.
بر اين اساس، حتي اگر آمريکا و اسراييل بتوانند چنين کاري را انجام دهند قابل تصور است که فقط 10 دقيقه بعد از آغاز حمله، ايران نيروهاي آمريکايي در عراق و افغانستان و همچنين پايگاه هاي نظامي آمريکا در خليج فارس و خاک اسراييل را با سلاح هاي مختلف حتي کلاهک هاي شيميايي که بر روي موشک شهاب سه نصب مي شود، هدف قرار دهد.
مطابق سناريوي جنگ، فرض بر اين است که اسراييل نيز بالطبع با سلاح هاي اتمي تاکتيکي تهران را هدف قرار مي دهد و ايران به شدت اسراييل را مورد حمله قرار خواهد داد به گونه اي که شهرهاي اسراييل محو خواهد شد. علاوه بر آن نيروهاي سپاه و بسيج براي هجوم به نيروهاي آمريکايي مستقر در عراق اقدام مي کنند و از آن گذشته منابع نفت در خليج فارس را هدف قرار داده و تنگه هرمز که شريان عبور 65 درصد از نفت به سوي بازارهاي جهاني است را مي بندند.
اين سناريو عاملي است که باعث مي شود باب گفت و گوي مسالمت آميز همچنان باز بماند. غرب فقط يک راه دارد و آن پذيرش واقعيت ايران به عنوان يک کشور اتمي جديد در نقشه جهان است.
به نقل از :Alalam.ir
نوشته شده توسط مهدی در 86/05/10 ساعت 10:33 | لینک ثابت |





